اين روزها همه از كودتا حرف ميزنند، بسياري معتقدند در ايران يك كودتا رخ دادهاست. براي نخستين بار سيدمحمد خاتمي اين موضوع را اعلام كرد. پس از آنكه از طرف وزير اطلاعات وقت و برخي فرماندهان سپاه بحث شكلگيري انقلاب مخملي در ايران مطرح شد، ايشان با انتقاد از ادعاي انقلاب رنگي يا مخملي اعلام كرد "باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است ".
همچنين از سوي ديگر خبرگزاري فارس با قراردادن يك زيربخش در سايت خود با نام كودتاي مخملي به سوابق انقلابهاي رنگي در كشورهاي خارجي و پوشش اخبار دادگاه و اعترافات اصلاح طلبان پرداخت.
بعيد ميدانم منظور هر دو پاراگراف بالا از كودتاگران يا حتي كودتا يكي باشد!
اما واقعاً كودتا چيست؟ بعد از پيدا كردن اين تعريف است كه ميتوانيم با مفهوم مدرن كودتاي مخملي آشنا شويم. حسين بشيريه در كتاب گذار به دموكراسي معناي كودتا را چنين بيان ميكند «معنای عام کودتا در فرهنگ سیاسی، تصاحب قدرت به وسیله نیروی نظامی و خارج از ترتیبات قانونی از طریق ساقط کردن دولت غیر نظامی است» همچنين گاهي ممكن است بخشي از حاكميت براي بهدست گرفتن غيرقانوني قدرت عليه بخش ديگري از حاكميت با استفاده از نيروي نظامي دست به كودتا بزند. اگر اين تعريف از كودتا را بپذيريم كودتاي نرم (كه انجام آن عليه مردمسالاري در بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مطرح شد) و كودتاي مخملين كه سيد محمد خاتمي پس از اعتراض به فضاي امنيتي و سركوب به آن اشاره ميكند، ميتواند بهدستگيري قدرت توسط نظاميان يا گروهي سياسي با استفاده از نظاميان به روشي غيرقانوني باشد منتهي با اين تفاوت كه اين كودتا مانند روشهاي سنتي عريان و آشكار نيست. بنابراين كودتاي مخملين ميتواند دستيابي نظاميان به قدرت از روشهاي غيرقانوني و البته بدون خشونت و غيرملموس تعبير شود. بهعنوان مثال در ايران نيز مانند بسياري كشورها نيروهاي نظامي طبق اساسنامه خود از فعاليتهاي سياسي منع شدهاند. حال اگر نظاميان بدون استعفا از سازمان متبوع خود كانديد انتخابات شوند و البته اگر ردصلاحيتهاي گسترده رقبا يا تخلفات در اجرا و نظارت خيال آنها را از پيروزي راحت كند نتيجه آن ميشود كه نظاميان بهصورت غيرقانوني به قدرت ميرسند و اين اگر كودتا تعبير شود متفاوت از موارد قبلي است كه در اين سرزمين نيز رخ دادهاست (مانند كودتاي 28 مرداد 1332).
مطالب خبرگزاري فارس آنچنان شفاف بهنظر نميرسد. اگر مراد آن است كه انقلاب مخملي را كودتاي مخملي نام گذاري كنند اين نامگذاري مسماي چنداني در خود ندارد. در مورد انقلابهاي مخملي در مطلبي ديگر توضيحاتي ارائه دادم. حركتهايي كه توسط مردم بر عليه تقلب در انتخابات يا ديكتاتوري حاكم صورت ميگيرد و خواست آن برگزاري انتخابات آزاد و سالم است. از طرفي سطح مطالبات آن بسيار پايينتر از انقلاب و حتي اصلاحات است چراكه نهتنها نظام موجود و حتي قانون اساسي تغييري نميكند بلكه تغييرات ساختاري كه در اصلاحات نيز رخ ميدهد اينجا ديده نميشود. تنها دليل نامگذاري اينچنيني آنها نتيجهبخشي سريع و هزينه پايين آنها است. از طرف ديگر انقلابهاي رنگي در ايران بنا به دلايل بسيار نتيجهبخش نيست كه بخشي از آنها در همان مطلب ذكر شد. در هرحال كاركنان و نويسندگان خبرگزاري فارس يا ساير سياستمداران در توضيحات خود ذكر نكردند كه با كدام مرجع علمي نام كودتا براي موردي انتخاب شده كه نظاميان در آن نقشي نداشتند؟
نكته جالب در صحبتهاي سيدمحمد خاتمي اين است كه ايشان در ابتداي سخنان خود به تداوم فضاي امنيتي و سركوب مردم اشاره ميكنند. آقاي خاتمي و سازمان مجاهدين انقلاب نيز كه از عبارات كودتاي مخملين و كودتاي نرم استفاده كردهاند بايد توضيح ميدادند كه وقتي در انقلاب مخملي منظور از واژه دوم اين عبارت مسالمتآميز بودن اين حركت است و عليالقاعده واژگان نرم و مخملي به حركتهاي بدون خشونت اطلاق ميشود و قاعدتاً منظور ايشان از كودتاي مخملي بر عليه مردم يا مردمسالاري، كودتايي بدون خشونت و غيرملموس بايد باشد، با وجود اين مقدار خشونت كه خود ايشان نيز به آن اشاره ميكنند، واژگان نرم و مخملي چه تعبيري ميتواند داشته باشد؟
بهنظر ميرسد اين عبارت درحالي وارد ادبيات سياسي ايران شدهاست كه هنوز مصداقهاي دقيق آن يا تطبيق كامل واژگان با واقعيت درست مشخص نيست. تنها چيزي كه به صورت واضح مشخص است حضور تعداد قابل توجهي از مردم در اعتراض به نتيجه اعلام شده انتخابات و سركوب آنها است. در مورد دادگاههاي عجيبي كه افراد در آن به جاي دفاع از خود به صحبتهايي عليه خود ميپردازند و اشد مجازات خود را خواهانند! در فرصتي ديگر بايد سخن گفت . ولي چون بيارتباط به وقايع اخير نيست خوانندگان هوشمند خود قطعات پازل را در كنار هم قرار دهند و تحليل كنند.
همچنين از سوي ديگر خبرگزاري فارس با قراردادن يك زيربخش در سايت خود با نام كودتاي مخملي به سوابق انقلابهاي رنگي در كشورهاي خارجي و پوشش اخبار دادگاه و اعترافات اصلاح طلبان پرداخت.
بعيد ميدانم منظور هر دو پاراگراف بالا از كودتاگران يا حتي كودتا يكي باشد!
اما واقعاً كودتا چيست؟ بعد از پيدا كردن اين تعريف است كه ميتوانيم با مفهوم مدرن كودتاي مخملي آشنا شويم. حسين بشيريه در كتاب گذار به دموكراسي معناي كودتا را چنين بيان ميكند «معنای عام کودتا در فرهنگ سیاسی، تصاحب قدرت به وسیله نیروی نظامی و خارج از ترتیبات قانونی از طریق ساقط کردن دولت غیر نظامی است» همچنين گاهي ممكن است بخشي از حاكميت براي بهدست گرفتن غيرقانوني قدرت عليه بخش ديگري از حاكميت با استفاده از نيروي نظامي دست به كودتا بزند. اگر اين تعريف از كودتا را بپذيريم كودتاي نرم (كه انجام آن عليه مردمسالاري در بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مطرح شد) و كودتاي مخملين كه سيد محمد خاتمي پس از اعتراض به فضاي امنيتي و سركوب به آن اشاره ميكند، ميتواند بهدستگيري قدرت توسط نظاميان يا گروهي سياسي با استفاده از نظاميان به روشي غيرقانوني باشد منتهي با اين تفاوت كه اين كودتا مانند روشهاي سنتي عريان و آشكار نيست. بنابراين كودتاي مخملين ميتواند دستيابي نظاميان به قدرت از روشهاي غيرقانوني و البته بدون خشونت و غيرملموس تعبير شود. بهعنوان مثال در ايران نيز مانند بسياري كشورها نيروهاي نظامي طبق اساسنامه خود از فعاليتهاي سياسي منع شدهاند. حال اگر نظاميان بدون استعفا از سازمان متبوع خود كانديد انتخابات شوند و البته اگر ردصلاحيتهاي گسترده رقبا يا تخلفات در اجرا و نظارت خيال آنها را از پيروزي راحت كند نتيجه آن ميشود كه نظاميان بهصورت غيرقانوني به قدرت ميرسند و اين اگر كودتا تعبير شود متفاوت از موارد قبلي است كه در اين سرزمين نيز رخ دادهاست (مانند كودتاي 28 مرداد 1332).
مطالب خبرگزاري فارس آنچنان شفاف بهنظر نميرسد. اگر مراد آن است كه انقلاب مخملي را كودتاي مخملي نام گذاري كنند اين نامگذاري مسماي چنداني در خود ندارد. در مورد انقلابهاي مخملي در مطلبي ديگر توضيحاتي ارائه دادم. حركتهايي كه توسط مردم بر عليه تقلب در انتخابات يا ديكتاتوري حاكم صورت ميگيرد و خواست آن برگزاري انتخابات آزاد و سالم است. از طرفي سطح مطالبات آن بسيار پايينتر از انقلاب و حتي اصلاحات است چراكه نهتنها نظام موجود و حتي قانون اساسي تغييري نميكند بلكه تغييرات ساختاري كه در اصلاحات نيز رخ ميدهد اينجا ديده نميشود. تنها دليل نامگذاري اينچنيني آنها نتيجهبخشي سريع و هزينه پايين آنها است. از طرف ديگر انقلابهاي رنگي در ايران بنا به دلايل بسيار نتيجهبخش نيست كه بخشي از آنها در همان مطلب ذكر شد. در هرحال كاركنان و نويسندگان خبرگزاري فارس يا ساير سياستمداران در توضيحات خود ذكر نكردند كه با كدام مرجع علمي نام كودتا براي موردي انتخاب شده كه نظاميان در آن نقشي نداشتند؟
نكته جالب در صحبتهاي سيدمحمد خاتمي اين است كه ايشان در ابتداي سخنان خود به تداوم فضاي امنيتي و سركوب مردم اشاره ميكنند. آقاي خاتمي و سازمان مجاهدين انقلاب نيز كه از عبارات كودتاي مخملين و كودتاي نرم استفاده كردهاند بايد توضيح ميدادند كه وقتي در انقلاب مخملي منظور از واژه دوم اين عبارت مسالمتآميز بودن اين حركت است و عليالقاعده واژگان نرم و مخملي به حركتهاي بدون خشونت اطلاق ميشود و قاعدتاً منظور ايشان از كودتاي مخملي بر عليه مردم يا مردمسالاري، كودتايي بدون خشونت و غيرملموس بايد باشد، با وجود اين مقدار خشونت كه خود ايشان نيز به آن اشاره ميكنند، واژگان نرم و مخملي چه تعبيري ميتواند داشته باشد؟
بهنظر ميرسد اين عبارت درحالي وارد ادبيات سياسي ايران شدهاست كه هنوز مصداقهاي دقيق آن يا تطبيق كامل واژگان با واقعيت درست مشخص نيست. تنها چيزي كه به صورت واضح مشخص است حضور تعداد قابل توجهي از مردم در اعتراض به نتيجه اعلام شده انتخابات و سركوب آنها است. در مورد دادگاههاي عجيبي كه افراد در آن به جاي دفاع از خود به صحبتهايي عليه خود ميپردازند و اشد مجازات خود را خواهانند! در فرصتي ديگر بايد سخن گفت . ولي چون بيارتباط به وقايع اخير نيست خوانندگان هوشمند خود قطعات پازل را در كنار هم قرار دهند و تحليل كنند.